العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
51
شرح كشف المراد ( فارسى )
دوم . در مقولهء كميت ، مانند حركت هستهء خرما به سوى درخت شدن و رشد كردن و بر حجم آن افزوده شدن ؛ سوم . در مقولهء وضع ، مانند حركت كره بر محور خودش كه محاذات او با جسم محاذى عوض مىشود ؛ چهارم . در مقولهء اين ، مانند انتقال اجسام از مكانى به مكان ديگر و قرب و بعد مكانى آنها . پس از ظهور ملا صدرا در جهان فلسفه ، با مبانى و تحقيقات شگرف او تحولاتى به وجود آمد ؛ از جمله وى ثابت كرد كه حركت مختص به اعراض نبوده ، بلكه در جوهر و ذات اشيا راه دارد و جهان يك پارچه سيلان و تغيير است و چشم عادى آن را ساكن مىپندارد . به قول شاعر : شد مبدل آب اين جو چندبار * عكس ماه و عكس اختر برقرار مقصود متكلمين از حركت همان حركت مكانى و در مقوله اين است ، چنانكه از تعريفشان برمىآيد . اصل ششم : مرحوم حاجى سبزوارى ( در شرح منظومه ، قسمت حكمت ، ص 80 و 81 ) براى حدوث و قدم دو تقسيم بيان مىكند : 1 . حدوث يا حقيقى است و يا اضافى . حدوث حقيقى عبارت است از اين كه شىء مسبوق به عدم باشد ، يعنى نبود و بعد پيدا شد . در مقابل اين قسم قدم حقيقى است كه عبارت است از اين كه شىء هيچگاه مسبوق به عدم نشده ، بلكه همواره وجود داشته است . حدوث و قدم اضافى عبارت است از اين كه از دو پديده ، آنكه زمانش مقدم است يعنى زودتر به وجود آمده ، نسبت به آنكه زمانش بعد است ، اولى را قديم اضافى و دومى را حادث اضافى نامند . 2 . حدوث در تقسيم ديگر پنج قسم است : زمانى ، ذاتى ، دهرى ، سرمدى و اسمى . از اين اقسام دو قسم اول مربوط به بحث ماست . حدوث زمانى عبارت است از تقدم عدم واقعى شىء بر وجودش ؛ يعنى زمانى بود كه اين شىء نبود سپس به وجود آمد و در قبال آن قديم زمانى است .